سه شنبه , ۵ دلو ۱۳۹۵
اطلاعیه های جدید
خانه > اسلام > آداب غذا خوردن پیامبر اسلام
آداب غذا خوردن پیامبر اسلام
آداب غذا خوردن پیامبر اسلام

آداب غذا خوردن پیامبر اسلام

 

آداب غذا خوردن پیامبر اسلام

پیامبر صلى اللّه علیه و اله هر غذایى را که فراهم بود میل مى کرد. بهترین غذا آن بود که دستهاى زیاد به طرف آن دراز شود. و چون سفره گسترده مى شد، مى گفت : (( ((بسم اللّه الرحمن الرحیم ؛ اللهم اجعلها نعمه مشکوره تصل بها نعمه الجنه .)) )) بیشتر اوقات که براى غذاى خوردن مى نشست دو زانو و دو پایش را جمع مى کرد همان طورى که نمازگزار مى نشیند، جز این که زالو روى زانو و یا روى (یک پهلو) مى نشست و مى گفت : همانا من بنده ام و همچون بنده مى نشینم و چون بنده غذا مى خورم .(۴۶۴)

غذاى داغ نمى خورد و مى گفت : غذاى داغ بى برکت است و خداوند آتش ‍ را غذاى ما قرار نداده است ، غذا را سرد کنید.(۴۶۵)

و از آنچه در دسترس داشت میل مى کرد و با سه انگشتش غذا مى خورد و گاهى از انگشت چهارم کمک مى گرفت و هیچ وقت با دو انگشت غذا نمى خورد و مى فرمود: با دو انگشت خوردن کار شیاطین است .(۴۶۶)

عثمان بن عفان پالوده اى براى آن حضرت آورد، مقدارى میل فرمود، گفت : بنده خدا این چیست ؟ عرض کرد: پدر و مادرم فدایت ، این روغن و عسل را در دیگ سنگى مى ریزیم و آن را روى آتش قرار مى دهیم و مى جوشانیم و بعد مغز گندم آسیا شده را روى روغن و عسل مى ریزیم و به هم مى زنیم تا بپزد، سرانجام این طور مى شود که ملاحظه مى فرمایید. پیامبر صلى اللّه علیه و اله فرمود: این خوراک خوشمزه اى است .(۴۶۷)

پیامبر صلى اللّه علیه و اله نان جو سبوس نگرفته میل مى کرد (۴۶۸) و بادرنک را با خرما و نمک مى خورد (۴۶۹) و بهترین میوه ها در نظر آن حضرت خرماى تازه و خربوزه و انگور بود.(۴۷۰)

و خربوزه با نان و شکر میل مى فرمود و بسا آن را با خرما مى خورد (۴۷۱) و از هر دو دستش کمک مى گرفت ، روزى خرمایى را که در طرف راستش بود مى خورد و دانه ها را از طرف چپ جمع آورى مى کرد. گوسفندى از کنارش ‍ گذشت ، پیامبر صلى اللّه علیه و اله دانه هاى خرما را به او اشاره کرد، گوسفند شروع کرد به خوردن دانه هاى دست چپ . آن حضرت ، در همان حال با دست راستش خرما مى خورد تا فارغ شد و گوسفند به راه خود مى رفت .(۴۷۲) و چه بسیار انگور را با خوشه مى خورد، (۴۷۳) در حالى که آب انگور مثل رشته مروارید روى محاسنش دیده مى شد، (۴۷۴) یعنى آبى که مى چکید. و بیشتر خوراکش آب و خرما بود، (۴۷۵) و شیر و خرما را با هم مخلوط مى کرد و آنها را دو پاکیزه مى نامید. (۴۷۶) بهترین خوراک در نزد آن حضرت گوشت بود و مى فرمود: گوشت بر شنوایى مى افزاید و در دنیا و آخرت بالاترین خوراک است و اگر از پروردگارم بخواهم تا هر روز بر من گوشت بخوراند، اجابت مى فرماید. (۴۷۷) و آبگوشت را با گوشت و کدو میل مى کرد (۴۷۸) و کدو را دوست مى داشت و مى فرمود: بوته کدو، درخت برادرم یونس ‍ است . (۴۷۹) عایشه مى گوید: پیامبر صلى اللّه علیه و اله همواره مى فرمود: عایشه ! هرگاه خواستى غذایى بپزى کدوى حلوایى بیشتر بریز؛ زیرا دل غمگین را شاد مى سازد. (۴۸۰) آن حضرت گوشت پرنده شکارى را میل مى کرد، (۴۸۱) وى خود به دنبال آن نمى رفت و شکار نمى کرد و دوست داشت برایش شکار کنند و بیاورند تا او میل کند، (۴۸۲) چون گوشت تناول مى کرد سرش را به سوى آن خم نمى کرد بلکه گوشت را به سمت دهانش مى برد و آنگاه با دندانهاى مبارکش به شدت آن را جدا مى ساخت .(۴۸۳) نان و روغن میل مى کرد و از گوسفند، ذراع و شانه اش و از غذاى دیگ ، کدوى حلوایى و از خورش ، سرکه و از خرما، (نوعى از خرما به نام ) عجوه را دوست مى داشت . (۴۸۴) و درباره عجوه دعا فرمود که با برکت گردد و فرمود: عجوه از بهشت است و شفابخش از زهر و جادو است (۴۸۵) و از سبزیجات ، کاسنى و باذروج (گیاهى معطر) و گیاهى به نام خرفه را دوست مى داشت (۴۸۶) و از گوسفند هفت عضو را میل نمى کرد: آلت تناسلى بیضه ها، مثانه ، کیسه صفرا، غده ها، فرج و خون و اینها را دوست نداشت (۴۸۷) و سیر و پیاز و تره نمى خورد (۴۸۸) و هرگز از غذایى نکوهش ‍ مى کرد.

اگر خوشش مى آمد، میل مى کرد وگرنه میل نمى فرمود، و اگر خود نمى خواست به دیگرى بدگویى نمى فرمود (۴۸۹) و ظرف غذا را مى لیسید و مى گفت : پایان غذا پر برکت تر است (۴۹۰) و به قدرى انگشتانش را پس از غذا مى لیسید که قرمز مى شد (۴۹۱) و تا انگشتانش را یکى یکى نمى لیسید آنها را با حوله پاک نمى کرد. و مى گفت : خورنده غذا نمى داند که در کدام غذا برکت است (۴۹۲) و چون فارغ مى شد، مى گفت : (( ((اللهم لک الحمد اطعمت و اشبعث و سقیت و اءرویت ، لک الحمد غیر مکفور و لا مودع و لا مستغنى عنه )) (( (۴۹۳) و چون بخصوص نان و گوشت میل مى کرد، دستهایش را خوب مى شست و آنگاه زیادى آب را به صورتش ‍ مى کشید (۴۹۴) و در سه نوبت آب را مى نوشید، و در آن سه نوبت سه (( بسم اللّه )) و در آخر آنها سه (( الحمدللّه )) مى فرمود (۴۹۵) و آب را به نوعى مى مکید و سر نمى کشید و چه بسیار که یک نفس مى نوشید تا فارغ مى شد ولى داخل ظرف نفس نمى کشید، بلکه دهانش را به سویى مى گرداند.(۴۹۶) و باقیمانده آب را به کسى که طرف راستش بود مى داد؛(۴۹۷) هر چند که شخص سمت چپش ‍ مهمتر بود و به آن که طرف راستش بود، مى فرمود: سنت بر این است که به تو بدهم ، اگر تو خواستى به ایشان ایثار مى کنى .(۴۹۸) ظرفى خدمتش آوردند که عسل و شیر داشت نخواست که بنوشد و فرمود: دو نوشیدنى در یک جا و دو خورش در یک ظرف است و بعد گفت : ((من حرامش نمى دانم ولى افتخار به فزونیهاى دنیوى و حساب فرداى قیامت را نمى پسندم و تواضع را دوست دارم ؛ زیرا هر که براى خدا تواضع کند خداوند او را بلند گرداند.))(۴۹۹)

در خانه خودش از دختر بالغ با حیاتر بود. از اهل خانه غذا نمى خواست و اظهار تمایل هم نمى کرد. اگر غذا مى آوردند، مى خورد و آنچه مى دادند قبول مى کرد و هر نوشیدنى که بود مى نوشید (۵۰۰) و چه بسا خود بلند مى شد و خوردنى و یا نوشیدنى اش را مى گرفت .(۵۰۱)

نظریه خود را بنوسید

پاسخی بگذارید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: