پنج شنبه , ۳ حمل ۱۳۹۶
اطلاعیه های جدید
خانه > آموزش نماز - فقه حنفی > آموزش نماز – فقه حنفی
آموزش نماز – فقه حنفی

آموزش نماز – فقه حنفی

بسم الله الرحمن الرحیم

 
تقلید

شناخت دین اسلام و درک اصول و احکام آن مستلزم تلاش و کوشش فراوانی است که به آسانی به دست نمیآید به همین علت دانشمندانی هستند که سالیانی دراز جهد و کوشش خویش را در این راه صرف نموده و زحمات و سختیهای فراوانی را متحمل شده‌اند تا اصولی تدوین کرده و احکام اسلامی را بنا بر آن اصول از آیات و احادیث استخراج نمایند و به دیگران نیز بیاموزند. آنان عالمان و متخصصان دین اسلام و جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم محسوب میشوند که به هر یک از آنها «مجتهد» گفته میشود.

یک انسان بالغ دختر یا پسر حتما باید از مسائل دینی خود آگاه بوده و لازم است از یک مجتهد کامل تقلید نماید و مسائل دینی خویش را طبق دستور آن مجتهد انجام دهد تا اعمال وی نزد خداوند مقبول واقع گردد. بنابراین به افرادی که از مجتهدین پیروی میکنند «مُقلِّد» گفته میشود. مجتهدین اهل سنت و الجماعت در اصول دین حضرت امام ابوالحسن اشعری و حضرت امام ابومنصور ماتریدی است و در فروع دین حضرت امام اعظم ابوحنیفه، حضرت امام مالک، حضرت امام شافعی و حضرت امام احمد بن حنبل رحمهم الله تعالی میباشند.

زمان عمل به احکام

دستورهای عملی اسلام برنامه زندگی هر مسلمان است که از زمان بلوغ آغاز میشود. علائم و نشانه‌های بلوغ در پسرها و دخترها متفاوت است. مهم‌ترین آنها در پسرها «احتلام» و در دخترها «عادت ماهانه» است که به محض مشاهده این علائم، دستورات دین اسلام لازم شده و شخص نیز «مُکلَّف» میگردد. ممکن است افرادی باشند که این علائم را مشاهده ننموده اما از لحاظ سنّی به حد بلوغ رسیده باشند که بر این اشخاص نیز رعایت دستورات اسلامی الزامی است. حداقل بلوغ سنی در پسرها از «12» سالگی و در دخترها از «9» سالگی است و حداکثر آن نیز در هر دو در «15» سالگی است.

نماز

یکی از ارکان مهم دین اسلام خواندن نماز است که در آیات و احادیث متعددی برای برپا داشتن این فریضه الهی تأکید بسیاری شده است. چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فرموده است: «نماز ستون دین است هر کس این ستون را برپا دارد همانا دین را بر پا داشته و هر کس آنرا ترک نماید همانا دین را از بین برده است». بنابراین لازم است برای ادای این فریضه مهم الهی مقدمات ذیل انجام شود:

1ـ وضو 2ـ غسل، درصورت جنب بودن 3ـ تیمم، در صورت نبود آب کافی جهت وضو و غسل 4ـ پاک بودن لباس و مکان 5ـ پوشیده بودن عورت 6ـ نیّت 7ـ استقبال (رو به طرف قبله ایستادن) 8ـ اذان و اقامه.

وضو

یکی از شرایطی که نمازگزار باید داشته باشد وضو است. وضو باعث پاکی بدن و صفای روح و روشنی دل میگردد و مراحل انجام آن به ترتیب ذیل است: 1ـ اعوذ بالله و بسم الله. قبل از هر چیز به آرامی اَعُوْذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیْمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیْمِ، میگوییم. یعنی از شرّ شیطان رانده شده به خداوند پناه میبرم و با نام خداوند بخشنده ی مهربان شروع میکنم.

2ـ نیت. سپس اینگونه نیت می‌کنیم: نیت کردم وضو گرفتن را جهت تقرّب به درگاه الهی. 3ـ شستن دستها تا مچ. دستها را تا مچ سه بار میشوییم و دقت میکنیم که لای انگشتان نیز کاملاً شسته شوند. به هنگام شستن دستها این دعا را می‌خوانیم: بِسْمِ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّهَ‌ اِلاَّ بِاللَّهِ. 4ـ مضمضه یا شستن دهان. بـا دسـت راست سه بـار بـه دهـان آب میگیـریـم و با غرغره کردن کاملاً آن را میشوییم.

اما در ماه مبارک رمضان به خاطر احتمال رفتن آب به گلو لازم نیست غرغره کرده شود. بهتر است هنگام شستن دهان، دندانها را مسواک زده و یا با انگشتِ شصت و اشاره آنها را تمیز کرد. سپس این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ اَعِنِّیْ عَلَی تِلاَوَهِ الْقُرْآنِ وَ عَلَی ذِکْرِکَ وَ شُکْرِکَ وَ حُسْنِ عِبَادَتِکَ. 5ـ استنشاق یا شستن بینی. با دست راست، سه بار آب به بینی گرفته و با دست چپ کاملاً آن را تمیز میکنیم. به هنگام شستن بینی این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ اَرِحْنِیْ رَائِحَهَ الْجَنَّه.

6ـ شستن صورت. سپس صورت را از بالای پیشانی ـ از محلی که موی سر روئیده است ـ و از دو طرف تا گوش و از پایین تا زیر چانه سه بار کامل و دقیق میشوییم و ریش‌ خود را نیز خلال میکنیم. به هنگام شستن صورت این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ بَیِّضْ وَجْهِیْ یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوْهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوْهٌ. 7ـ شستن دست راست. دست راست را از نوک انگشتان تا آرنج سه بار میشوییم. باید توجه داشت که خود آرنج نیز شسته شود. سپس این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ اَعْطِنِیْ کِتَابِیْ بِیَمِیْنِیْ وَ حَاسِبْنِیْ حِسَاباً یِسِیْراً.

8ـ شستن دست چپ. دست چپ را نیز همانند دست راست سه بار میشوییم و این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ لاَ تُعْطِنِیْ کِتَابِیْ بِشِمَالِیْ وَ لاَ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِیْ وَ لاَتُحَاسِبْنِیْ حِسَاباً عَسِیْراً. 9ـ مسح سر و گوش. به دستها آب تازه‌ای گرفته و تَر میکنیم. سپس تمامی سر را با دستهای خیس لمس میکنیم طوری که هیچ جایی از موهای سر خشک باقی نماند. سپس دو انگشت اشاره را به گوشها فرو برده و با انگشتان شصت، پشت گوشها را مسح میکنیم و این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ اجْعَلْنِیْ مِنَ الَّذِیْنَ یَسْتَمِعُوْنَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُوْنَ اَحْسَنَهُ.

10ـ مسح گردن. سپس با پشت انگشتان دست در حالی که انگشتان دستها را به هم چسبانیده‌ایم با دست راست طرف راست گردن و با دست چپ طرف چپ گردن را مسح میکنیم و این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ اَعْتِقْ رَقَبَتِیْ مِنَ النَّارِ. 11ـ شستن پای راست. پای راست را از نوک انگشتان تا قوزک پا سه بار میشوییم. باید توجه داشت که قوزک پا و لای انگشتان نیز کاملاً شسته شوند. به هنگام شستن پای راست این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمِیْ عَلَی الصِّرَاطِ یَوْمَ‌ تَزِلُّ فِیْهِ الاَقْدَامُ.

12ـ شستن پای چپ. پای چپ را نیز همانند پای راست سه بار تا قوزک پا میشوییم و این دعا را میخوانیم: اَلَّلهُمَّ اجْعَلْ سَعْیِیْ مَشْکُوْراً‌ وَ ذَنْبِیْ مَغْفُوْراً‌ وَ عَمَلِیْ مَقْبُوْلاً مَبْرُوْراً وَ تِجَارَهً لَنْ تَبُوُرَ بِفَضْلِکَ یَا عَزِیْزُ یَا غَفُوْرُ.

وضوی جبیره

هرگاه یکی از اعضایی که هنگام وضو شسته میشوند زخمی گردد طوری که آب برای آن مضر باشد باید پارچه‌ای تمیز یا چیزی مانند چسب بر روی آن گذاشت و هنگام شستن سایر اعضاء بر آن قسمت مسح کرد.

غسل

یکی دیگر از شرایطی که نمازگزار باید داشته باشد پاک بودن از جنابت ـ شستن تمام بدن ـ است. به این عمل «غُسل» میگویند.

مقدمات غسل

ابتداء دستها را شسته و سپس نجاست را از بدن پاک میکنیم و وضو میگیریم. اگر جایی که غسل میکنیم محلی پست بوده و آب مستعمل در آن جمع شود پاها را پس از اتمام غسل باید شست.

طریقه غسل

غسل را میتوان به دو طریق انجام داد: 1ـ میتوان به نیت غسل تمام بدن را به یکباره در آب فرو برد. مثلاً در آب دریا و رودخانه. 2ـ ابتداء از سر و گردن و بعد از نیمه ی راست بدن و سپس از نیمه ی چپ بدن از هر کدام سه بار آب میریزیم طوریکه هیچ جایی از بدن خشک باقی نماند. بهتر است قبل از غسل نیز همانند وضو با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم نیت بکنیم. یعنی غسل را برای اطاعت از دستور خداوند و نیز به جهت تقرب به درگاه وی انجام میدهیم.

تیمم

اگر آب کافی برای وضو و یا برای غسل نبوده و شخص نیز حداقل 2 کیلومتر از محل آب فاصله داشته باشد و یا به علت مریضی قادر به استفاده از آب نباشد و یا به علّتهای دیگر … به جای وضو یا غسل باید تیمم نمود. تیمم عبارت است از زدن کف دستها بر خاک پاک و کشیدن آنها ابتداء به صورت و سپس به دست راست و چپ.

طریقه تیمم

1ـ نیت. قبل از هر چیز به قصد اطاعت از فرمان خداوند نیت میکنیم. 2ـ زدن کف دستها بر زمین جهت مسح صورت. دو کف دست را بر خاک پاک یعنی جایی که هیچگونه نجاستی در آن جا نبوده است میزنیم. سپس آنها را بر تمام صورت میکشیم طوریکه هیچ جایی از صورت مسح نشده باقی نماند. 3ـ زدن کف دستها بر زمین جهت مسح دو دست. دوباره دستها را بر زمین زده، ابتداء با دست چپ دست راست را تا آرنج مسح میکنیم. البته خود آرنج نیز باید مسح شود. سپس با دست راست دست چپ را نیز مسح میکنیم. اما برای مسح دست چپ لازم نیست که دوباره دستها را بر زمین زد. باید توجه داشت که هنگام زدن کف دستها بر زمین اگر خاک و خاشاکی به دستها بچسبد میتوان برای یک بار به دستها تکان ملایمی داده و آنها را دور نمود.

بقیه شرایط

از دیگر شرایطی که نمازگزار باید داشته باشد پاک بودن لباس و محل اقامه نماز است؛ زیرا نماز در حقیقت راز و نیاز کردن با خداوند بوده و موجب تقرّب به درگاه الهی میشود لذا لازم است لباس و محل اقامه نمازگزار از هرگونه نجاست و کثافات تمیز باشد. همچنین لازم است نماز‌گزار عورت خود را ـ جاهایی که دیدن و نشان دادن آن حرام است‌ ـ بپوشاند. عورت مردان از ناف تا زیر زانو و عورت زنان همه بدن به جز صورت، دستها تا مچ و پاها تا قوزک است. همچنین لازم است نمازگزار به موقع و سر وقت نماز خود را اداء نماید. بهترین وقتها برای خواندن نماز اول وقت هر نماز است.

پیامبر ما حضرت محمد صلی الله علیه و سلم نیز بسیار سفارش نموده‌اند که نماز در اول وقت خوانده شود؛ زیرا خواندن نماز در اول وقت از ثواب بیشتری برخوردار است. همچنین لازم است نمازگزار رو به قبله باشد. خانه کعبه که در شهر مکه و در کشور عربستان سعودی واقع است قبله همه مسلمانان جهان است. هر مسلمانی که قصد خواندن نماز را دارد حتماً باید رو به قبله (کعبه) باشد.

اذان و اقامه

اذان شعار توحیدی مسلمانان بوده و به همه اعلام میدارد که هنگام نماز فرا رسیده است. بنابر‌این شایسته است هر مسلمانی که قصد خواندن نمازهای پنجگانه را دارد اذان و اقامه بگوید. بهتر است اذان با صدایی خوش و آهنگی دلنشین و با آرامش و طمأنینه ی کامل گفته شود.

کیفیت اذان

«اَللهُ اَکْبَرُ» (4 بار) یعنی: خدا بزرگ است. «اَشْهَدُ اَنْ لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ» (2 بار) یعنی: گواهی میدهم هیچ معبودی به غیر از خداوند نیست. «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا رَسُوْلُ اللهِ» (2 بار) یعنی: گواهی میدهم محمد پیام ‌آور خداوند است. «حَیَّ عَلَی الصَّلاَهِ» (2 بار) یعنی: بشتاب بسوی نماز. «حَیَّ عَلَی الْفَلاَحِ» (2 بار) یعنی: بشتاب بسوی رستگاری. «اَللهُ اَکْبَرُ» (2 بار) یعنی: خدا بزرگ است. «لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ» (1 بار) یعنی: هیچ معبودی به غیر از خداوند نیست. البته در نمازهای صبح لازم است پس از «حیّ علی الفلاح» این جمله نیز دو بارگفته شود: «اَلصَّلاَهُ خَیْرٌ مِنَ النَّوْمِ» یعنی: نماز بهتر از خواب است.

کیفیت اقامه

کیفیت اقامه همانند اذان بوده و قبل از شروع به نمازهای فرض گفته میشود. لیکن به آرامی اذان نیست بلکه کمی تندتر از اذان گفته شده و پس از «حیّ علی الفلاح» نیز دو بار «قَدْ قَامَتِ الصَّلاَه» گفته میشود. باید توجه داشت که در هیچیک از اقامه ی نمازهای پنج‌گانه «الصّلاه خیر من النوم» گفته نمیشود.

ترتیب نمازهای پنجگانه

پس از انجام همه این مقدمات باید شروع به خواندن نماز کنیم. اما قبل از شروع باید ترتیب نمازها، تعداد رکعات و نیز تعداد رکعات سنت و فرض آنها را بدانیم.

نماز صبح

نماز صبح جمعاً چهار رکعت است. دو رکعت سنت و دو رکعت فرض. ابتداء دو رکعت سنت و سپس دو رکعت فرض را میخوانیم.

نماز ظهر

نماز ظهر جمعاً ده رکعت است. چهار رکعت سنت، چهار رکعت فرض و دو رکعت سنت. ابتداء چهار رکعت سنت و بعد چهار رکعت فرض و سپس دو رکعت سنت را میخوانیم.

نماز عصر

نماز عصر چهار رکعت فرض است.

نماز مغرب

نماز مغرب جمعاً پنج‌ رکعت است. سه رکعت فرض و دو رکعت سنت. ابتداء سه رکعت فرض و سپس دو رکعت سنت را میخوانیم.

نماز عشاء

نماز عشاء جمعاً شش رکعت است. چهار رکعت فرض و دو رکعت سنت. ابتداء چهار رکعت فرض و سپس دو رکعت سنت را میخوانیم.

نماز وتر

نماز وتر سه رکعت واجب است که پس از نماز عشاء خوانده میشود. وتر نماز جداگانه‌ای از نماز عشاء است و در حقیقت ما روزانه شش ‌گونه نماز میخوانیم. اما چون سبب وجوب نمازهای روزانه اوقات آنها هستند و نمازهای عشاء و وتر نیز هم‌ زمان میباشند ـ البته نماز وتر بعد از نماز عشاء خوانده ‌میشود ـ از این رو عشاء و وتر را یکی به حساب آورده و اصطلاحاً نمازهای پنجگانه اطلاق میگردد. ما در هر شبانه روز جمعاً «32» رکعت نماز میخوانیم که «17» رکعت آن فرض، «12» رکعت آن سنت و «3» رکعت آن واجب است.

نمازهای سنت را به هیچوجه نباید با جماعت خواند و حتماً باید به تنهایی خوانده شود. اما نمازهای فرض در صورت کثرت افراد، سنت است که با جماعت خوانده شود؛ زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم تأکید بسیاری در این خصوص نموده و فرموده‌اند: «ثواب نمازی که با جماعت خوانده شده، از ثواب نمازی که به تنهایی خوانده شده است «27» برابر بیشتر میباشد».

و نیز در حدیث دیگری میفرمایند:«جماعت سنت مؤکده است، فقط شخص منافق از این سنت روگردان است». لذا نمازهای فرض را تا جایی که میتوانیم باید سعی کنیم با جماعت بخوانیم. اما در صورت تنها بودن میتوان آنرا نیز به تنهایی اداء نمود. اما نماز وتر، به غیر از ماه مبارک رمضان که با جماعت خوانده میشود در بقیه ایام سال باید به تنهایی اداء گردد.

طریقه خواندن نماز

1ـ نیت. قبل از هر چیز اینگونه نیت میکنیم: نیت کردم خواندن (2ـ 3ـ 4) رکعت (فرض ـ واجب ـ سنت) نماز (صبح ـ ظهر ـ عصرـ مغرب ـ عشاء ـ وتر) را تنها برای خداوند.

2ـ تکبیره الاحرام یا تکبیر تحریمه. پس از گفتن نیت، آقایان دو دستان خود را تا نرمه ی گوش و خانمها نیز تا سینه بالا برده و در همان حال باید بگویند: «الله اکبر». باید توجه داشت که هنگام بالا بردن دستها کف آنها رو به قبله باشد.

3ـ گذاشتن دست راست بر روی دست چپ. پس از گفتن الله اکبر، دست راست را بر روی دست چپ، مردها زیر ناف و خانمها روی سینه باید بگذارند. طرز قرار دادن دستها اینگونه است که مردها باید دو‌ انگشت شصت و انگشت کوچک را به مچ دست چپ حلقه کرده و بقیه انگشتان را نیز روی دست چپ، صاف قرار دهند. اما خانمها همـه ی انگشتـان دو دسـت را بـه هـم چسبـانیـده و دست راست را بر روی دست چپ باید بگذارند.

4ـ ثناء. سپس اینگونه ثناء میخوانیم:«سُبْحَانَکَ اللهُمَّ وَ بِحَمْدِکَ وَ تَبَارَکَ اسْمُکَ وَ تَعَالَی جَدُّکَ وَ لاَ اِلَهَ غَیْرُکَ».

5ـ سوره فاتحه. پس از آن، سوره فاتحه را میخوانیم. اما قبلاً باید اعوذ بالله و بسم الله را نیز بگوییم: «اَعُوْذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیْم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیْم، اَلْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِیْنَ، الرَّحْمَنِ الرَّحِیْمِ، مَالِکِ یَوْمِ الدِّیْنِ، اِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیَّاکَ نَسْتَعِیْنُ، اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیْمَ، صِرَاطَ الَّذِیْنَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ، غَیْرِ الْمَغْضُوْبِ عَلَیْهِمْ، وَ لاَ الضَّآلِّیْنَ، آمین».

6ـ سوره. پس از خواندن فاتحه، سوره دیگری را نیز باید بخوانیم. در اینجا برای مثال سوره اخلاص را ذکر میکنیم. باید توجّه داشت که قبل از سوره به هیچوجه نباید اعوذ بالله را گفت: «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَد، اَللهُ الصَّمَدُ، لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُوْلَدْ، وَ لَمْ‌یَکُنْ لَّهُ کُفُواً اَحَد».

7ـ رکوع. پس از خواندن سوره، با گفتن الله اکبر، رکوع کرده و نیم ‌تنه بالا را خم میکنیم طوریکه سر و گردن با سرین برابر گردد. البته برای خانمها اینچنین رکوع کردن لازم نبوده و کافی است که اندکی خم شوند. در همان حال، سه بار آرام و شمرده میگوییم: «سُبْـحانَ رَبِّــیَ الْعَظِیْم».

8ـ بلند شدن از رکوع. سپس با گفتن «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه»، از رکوع بلند شده و کاملاً صاف میایستیم و در همان حالت ایستاده میگوییم: «رَبَّنَا لَکَ الْحَمْد». باید توجه داشت که این، در صورت خواندن نماز به تنهائی است. اما در صورت خواندن نماز با جماعت، نمازگزار فقط باید «رَبَّنَا لَکَ الْحَمْد» را بگوید.

9ـ سجده. سپس با گفتن «الله اکبر» به سجده میرویم. طریقه سجده کــردن اینگونه است: ابتداء زانوان خود را بر زمین نهاده و بعد در حالیکه انگشتان هر دو دست را به هم چسبانیده‌ایم، دو کف دست را طوری بر زمین میگذاریم که بتوان صورت را میان آنها قرار داد. سپس بینی و بعد پیشانی را میان دو دست بر زمین میگذاریم. به هنگام سجده باید دقّت کرد که مردها بازوهای خود را از پهلو، و شکم را نیز از ران‌ها دور نگه داشته و خانمها نیز عکس این را انجام دهند. وقتیکه به همین ترتیب سجده کردیم سه بار آرام و شمرده میگوییم: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الاَعْلَی». سپس با گفتن «الله اکبر»، از سجده برخاسته و اندکی مینشینیم. و بعد دوباره به سجده رفته و سه بار میگوییم: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الاَعْلَی».

10ـ قیام. پس از اتمام تسبیحات سجده، با گفتن «الله اکبر» بلند شده و میایستیم. طرز برخاستن از سجده بر عکس همان طریقی است که به سجده رفته بودیم. بدین گونه که ابتداء پیشانی و بعد بینی و پس از آن دو دست و سپس زانوان را از زمین بلند میکنیم. بدین ترتیب رکعت اول تمام میشود.

11ـ رکعت دوم. حالا باید رکعت دوم را شروع کنیم. رکعت دوم نیز همانند رکعت اول است. اما با اندکی تفاوت. در رکعت دوم نباید ثناء «سبحانک» را خوانده و اعوذ بالله را گفت. فقط با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم سوره فاتحه و بعد سوره دیگری همانند سوره اخلاص را تلاوت کرده و سپس رکوع و سجود میکنیم. مراحل انجام رکوع، سجده، طرز گفتن تسبیحات و طریقه برخاستن از آنها، همگی به همان ترتیب مذکور بوده و هیچگونه تفاوتی با رکعت اول ندارد.

12ـ تشهّد. پس از اتمام سجده ی رکعت دوم، مینشینیم و اینگونه تشهّد میخوانیم: «اَلتَّحِیَّاتُ للهِ وَ الصّلَوَاتُ وَ الطَّیِّبَاتُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْنَا وَ عَلَی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِیْنَ، اَشْهَدُ اَنْ لاَّ اِلَهَ اِلاَّ الله وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُهُ».

13ـ صلوات. پس از اتمام تشهد، اگر نمازی که در حال خواندن آن هستیم دو رکعتی باشد، باید صلواتها را نیز بخوانیم اینگونه: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی اِبْرَاهِیْمَ وَ عَلَی آلِ اِبْرَاهِیْمَ اِنَّکَ حَمِیْدٌ مَّجِیْد. اَللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مَحَمَّدٍ کَمَا بَارَکْتَ عَلَی اِبْراهِیْمَ وَ عَلَی آلِ اِبْراهِیْمَ اِنَّکَ حَمِیْدٌ مَّجِیْد».

14ـ دعا. سپس این دعا را نیز باید بخوانیم: «اَلَّلَهُمَّ اغْفِرْلِیْ وَ لِوَالِدَیَّ وَ لِاُسْتَاذِیْ وَ لِجَمِیْعِ الْمُؤْمِنِیْنَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِیْنَ وَ الْمُسْلِمَاتِ، اَلاَحْیَآءِ مِنْهُمْ وَ الاَمْوَاتِ، رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ وَ احْشُرْنَا مَعَ الاَبْرَارِ بِرَحْمَتِکَ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِیْنَ.

15ـ سلام. پس از اتمام دعا، به دو طرف سلام میدهیم. یعنی صورت را اول به طرف راست چرخانده و میگوییم: «السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللهْ» و بعد به طرف چپ گردانده و باز میگوییم: «السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللهْ». بدین ترتیب خواندن نمازهای دو رکعتی تمام میشود.

16ـ رکعت سوّم. اگر نمازی که ما در حال خواندن آن هستیم «3» رکعتی باشد، پس از اتمام تشهد رکعت دوم، بدون اینکه صلواتها را بخوانیم باید بلند شده و بایستیم. در اینجا لازم است به یک نکته اشاره کنیم که ما فقط دو گونه نماز «3» رکعتی داریم: 1ـ نماز مغرب «فرض» 2ـ نماز وتر «واجب». طریقه خواندن نماز «3» رکعتی فرض (مغرب) اینگونه است که پس از برخاستن از رکعت دوم، ابتداء بسم الله الرحمن الرحیم گفته و بعد فقط سوره فاتحه را میخوانیم؛ زیرا نمازی که ما میخوانیم فرض بوده و در نمازهای فرض تنها در دو رکعت اول سوره خوانده میشود؛ لذا بدون اینکه سوره بخوانیم به همان طریق سابق، رکوع و بعد سجده میکنیم. سپس از سجده برخاسته و مینشینیم.
ابتداء تشهد و بعد صلوات، سپس دعا را به همان طریق مذکور به آرامی خوانده و بعد به دو طرف سلام میدهیم. بدین ترتیب خواندن نمازهای «3» رکعتی فرض تمام میشود.

اما خواندن نمازهای «3» رکعتی واجب (وتر) بدینگونه است که پس از برخاستن از رکعت دوم، ابتداء بسم الله الرحمن الرحیم گفته و بعد سوره فاتحه و سپس سوره دیگری را نیز میخوانیم؛ زیرا نمازی که ما میخوانیم واجب بوده و در نمازهای واجب و سنت لازم است در همه رکعات به غیر از فاتحه، سوره دیگری نیز خوانده شود. لذا در اینجا نیز به غیر از فاتحه، سوره دیگری نیز میخوانیم. پس از اتمام سوره، با گفتن «الله اکبر»، مردها دستها را تا نرمه ی گوش و خانمها نیز تا مقابل سینه بالا برده و طبق روشی که قبلاً ذکر کردیم باید دست راست را بر روی دست چپ قرار دهیم. در همین حال باید دعاء قنوت را بخوانیم. اینگونه: «اَلَّلهُمَّ اِنَّا نَسْتَعِیْنُکَ وَ نَسْتَغْفِرُکَ وَ نُؤْمِنُ بِکَ وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیْکَ وَ نُثْنِیْ عَلَیْکَ الْخَیْرَ، نَشْکُرُکَ وَ لاَ نَکْفُرُکَ، وَ نَخْلَعُ وَ نَتْرُکُ مَنْ یَّفْجُرُکَ. اَلَّلهُمَّ اِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ لَکَ نُصَلِّیْ وَنَسْجُدُ وَ اِلَیْکَ نَسْعَی وَ نَحْفِدُ، نَرْجُوْ رَحْمَتَکَ وَ نَخْشَی عَذَابَکَ اِنَّ عَذَابَکَ بِالْکُفَّارِ مُلْحِقْ. سپس با گفتن «الله اکبر»، به رکوع و بعد به سجده میرویم. پس از برخاستن از سجده به همان ترتیب مذکور، تشهد، صلوات و دعا را با آرامش کامل خوانده و بعد به طرفین سلام میدهیم. بدین ترتیب خواندن نماز وتر تمام میشود.

17ـ رکعت چهارم. اگر نمازی که ما در حال خواندن آن هستیم «4» رکعتی باشد باید پس از اتمام سجده رکعت سوم، بلند شده و بایستیم. ابتداء بسم الله الرحمن الرحیم گفته و بعد سوره فاتحه را بخوانیم. سپس طبق همان طریقی که ذکر کردیم، اگر نماز سنت باشد، باید بعد از فاتحه سوره دیگری را نیز بخوانیم. اما اگر نماز فرض باشد بدون اینکه سوره دیگری بخوانیم با گفتن «الله اکبر» به رکوع و بعد به سجده میرویم. پس از اتمام سجده مینشینیم. ابتداء تشهد و بعد صلوات و سپس دعا را به ترتیب و به آرامی میخوانیم. و در انتهاء به دو طرف سلام میدهیم. بدین ترتیب خواندن نمازهای «4» رکعتی تمام میشود.

دعای پس از نماز

پس از اتمام نمازهای فرض، بهتر است این دعا را بخوانیم: «اَسْتَغْفِرُ اللَّهْ، اَسْتَغْفِرُ اللَّهْ، اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الْعَظِیْمَ الَّذِیْ لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّوْمُ‌ وَ اَتُوْبُ اِلَیْهِ. اَلَّلهُمَّ‌ اَنْتَ‌ السَّلاَمُ وَ‌ مِنْکَ السَّلاَمُ، فَحَیِّنَا یَا رَبَّنَا بِالسَّلاَمِ، وَ اَدْخِلْنَا دَارَکَ دَارَ السَّلاَمِ، تَبَارَکْتَ رَبَّنَا وَ تَعَالَیْتَ یَا ذَاالْجَلاَلِ وَ الاِکْرَامِ، لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیْکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِیْ وَ یُمِیْتُ، وَهُوَ حَیٌّ لاَیَمُوْتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَئٍ‌ قَدِیْرٌ».

تسبیحات بعد از نماز

پس از خواندن نمازهای فرض و اتمام سنتهای بعد از آن، شایسته است این تسبیحات را نیز بگوییم. بدین ترتیب:
1ـ سُبْحَانَ اللَّه «33» بار
2ـ اَلْحَمْدُ لِلَّهْ «33» بار
3ـ اَللَّهُ اَکْبَرْ «34» بار
4ـ لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ وَحدَهُ لَا شَرِیکَ لَه لَهُ المُلکُ وَ لَهُ الحَمدُ یَحیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لَایَمُوتُ بِیَدِهِ الخَیر وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیٍ قَدِیر «1» بار
5ـ اَلَّلهُمَّ اَجِرنَا مِنَ النَّارِ «7» بار فقط در نمازهای صبح و مغرب
6ـ اَلَّلهُمَّ اَدخِلنَا الجَنَّهَ «7» بار فقط در نمازهای صبح و مغرب
7ـ لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللَّهْ «10» بار
8ـ مُحَمَّدٌ رَسُوْلُ اللَّهْ « 1» بار
9ـ اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ وَ صَحْبِهِ وَ سَلِّمْ «10» بار
10ـ اَسْتَغْفِرُ اللَّهْ «100» بار
11ـ یَا هَادِیْ «20» بار
12ـ اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ وَ صَحْبِهِ وَ سَلِّمْ «10» بار

چگونه در نماز جماعت شرکت کنیم ؟

ابتداء وارد صف میشویم و در جایی میایستیم که تقریباً یک گام بین ما و صف جلو فاصله باشد. سپس نیت میکنیم و منتظر الله اکبر (تکبیره الاحرام) گفتن امام میشویم. هنگامیکه امام الله اکبر گفت ما نیز بلافاصله الله اکبر گفته و ثناء را به آرامی میخوانیم و بعد ساکت میایستیم. خواندن فاتحه و سوره در نماز جماعت بر عهده امام است. لذا ما حتماً باید ساکت بوده و به قرائت امام گوش فرا دهیم. هنگامیکه امام رکوع کرد ما نیز هم زمان با امام به آرامی «الله اکبر» گفته و باید به رکوع برویم. پس از اتمام تسبیحات رکوع امام با صدای بلند میگوید:«سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهْ» ما نیز در همان حالت ایستاده بلافاصله میگوییم: «رَبَّنَا لَکَ الْحَمْد».

وقتیکه امام با گفتن «الله اکبر» به سجده رفت ما نیز متعاقباً «الله اکبر» گفته و سجده میکنیم و تسبیحات سجده را به آرامی میگوییم. در نماز جماعت لازم است نمازگزار در همه حالات از امام پیروی نموده و همه تکبیرات انتقالات را هم زمان با امام بگوید. هنگام نشستن، ابتداء تشهد و بعد صلوات و سپس دعا را به ترتیب میخوانیم و در انتهاء نیز بلافاصله پس از سلامِ امام به طرفین سلام میدهیم.

کارهائی که نماز را باطل میکنند

نمازگزار، از آغاز تا پایان نماز باید از کارهائی که نماز را باطل میکند بپرهیزد. کارهایی از قبیل: خوردن ـ آشامیدن ـ از قبله رو گرداندن ـ صحبت کردن ـ قهقه خندیدن ـ با صدا گریه کردن ـ آه و ناله کردن ـ به محل ناپاک سجده کردن ـ به اطراف نگاه کردن ـ بازی کردن ـ استفراغ کردن ـ خوابیدن ـ ترک یکی از فرائض نماز ـ بیهوشی ـ جنون ـ سلام کردن ـ جواب سلام را دادن ـ عمل کثیر. یعنی کارهایی که به وسیله ی دو دست انجام میشوند.

نظریه خود را بنوسید

5 نظر

  1. بسم الله الرحمن الرحیم
    اول تاسی دتقلید معنی بیخی غلطه کړی ده داسی معنی هیڅ یو کتاب کی موجوده نده که هر څوک دا معنی ماته ثابته کړی کومه چی تاسی کړی ده دحوالی سره زه یی ورسره منم دتقلید لغوی معنی داسی ده
    أصل التقلید فی اللغه: وضع الشیء فی العنق محیطاً به، وذلک الشیء یسمى قلاده، والجمع قلائد، ومنه تقلید الهدی، فکأن المقلد جعل الحکم الذی قلد فیه المجتهد کالقلاده فی عنق من قلده، ویستعمل التقلید – أیضاً – فی تفویض الأمر إلى الشخص کأن الأمر جعل فی عنقه کالقلاده، قالت الخنساء
    انظر فی التعریف اللغوی ((لسان العرب)) (3/367)، ((مختار الصحاح)) (ص: 548)، ((البحر المحیط)) للزرکشی (6 /270) ،((الأحکام فی أصول الأحکام)) للأمدی (4/221) ،((إرشاد الفحول)) للشوکانی (ص: 265)، ((مختصر حصول المأمول من علم الأصول)) لصدیق حسن خان، (ص: 118)، ((شرح الورقات)) عبدالله بن صالح الفوزان (ص:170) وغیرها.
    او بیا په اصطلاح کی تقلید څه ته وایی
    أما فی الاصطلاح: فتکاد تنحصر تعریفات الأئمه فی ثلاثه تعریفات متقاربه المعنى.
    لأول: أن التقلید: قبول قول القائل وأنت لا تعلم من أین قاله، (أی لا تعرف مأخذه) وهذا التعریف نسب إلى القفال، انظر ((البحر المحیط)) (6/270)، و((إرشاد الفحول)) (ص: 265). .
    الثانی: قبول قول الغیر بلا حجه ذکره ابن حزم فی ((الأحکام)) (2/836)، وابن تیمیه (2/15، 16)، والجوینی، والغزالی والآمدی وابن حزم فی ((الأحکام)) (2/836)، وابن الحاجب وغیرهم انظر ((الأحکام)) للآمدی (4/221) ،((البحر المحیط)) (6 /270)، ((شرح الورقات)) للفوزان (ص: 171). .
    الثالث: اتباع قول من لیس قوله حجه وهو ترجیح أبی عبدالله بن خویز منداد البصری المالکی، وابن الهمام فی التحریر، والشوکانی وغیرهم انظر ((جامع بیان العلم وفضله)) (2/117)، ((إرشاد الفحول)) (265). ، وهو قریب من الثانی.
    (فخرج بقولنا: (من لیس قوله حجه) اتباع النبی صلى الله علیه وسلم، و اتباع أهل الإجماع، و اتباع الصحابی إذا قلنا حجه فلا یسمى اتباع شیء من ذلک تقلیداً لأنه اتباع للحجه..) ((الأصول من علم الأصول)) للشیخ محمد العثیمین (ص: 100)، وانظر ((شرح الورقات)) لعبد الله الفوزان (ص: 171). .

    دتقلید په رد کی داصحابو کرامو رضی الله عنهما اقوال
    عن معاد , رضی الله عنه : ” أمّا العالم فإن اهتدى فلا تقلّدوه دینکم , وإن افتتن فلا تقطعوا منه رجاءکم ؛ فإنّ المؤمن یفتتن ثمّ یتوب ”
    .
    قال سلیمان الفارسیّ , رضی الله عنه : ” فإمّا زلّه العالم فإن اهتدى فلا تقلّدوه دینکم

    وقال ابن مسعود , رضی الله عنه : ” ألا لا یقلّدنّ أحدکم دینه رجلا , إن آمن آمن , وإن کفر کفر , فإنّه لا إسوه فی الشر

    وقال الإمام ابن عبد الله بن المعتز : ” لا فرق بین بهیمه تُقاد ,إنسلن یُقلّد ”

    وقال الإمام أحمد : ” لا تقلّدنی , ولا تقلّد مالکا , ولا الشافعیّ , ولا الأوزاعیّ , ولا الثوریّ , وخذ من حیث أخذوا
    ابن حزم
    وقال فی کتاب النبذه الکافیه : ” والتقلید حرام , ولا یحلّ لأحد أن یأخذ بقول أحد بلا برهان
    وهو یرى أنّ التقلید کلّّه حرام سواء کان فی العقیده وأصول الدین أو کان فی العبادات ومسائل الفقه , إذ یقول : ” فالتقلید کلّه حُرّم فی جمیع الشرائع ؛ أوّلها عن آخرها , من التوحید والنبوّه والقدر والإیمان والوعید والإمامه والمفاضله وجمیع العبادات والأحکام
    إنّ الإمام ابن حزم یعتبر التقلید بدعه محدثه فی الدین حدثت فی القرن الرابع للهجره

    نور تشریحات به وروسته راوړم ان شاء الله چی علماوو تقلید باندی ردونه کړی دی علماوو ورته بدعت ویلی دی

  2. بسم الله الرحمن الرحیم
    ډیره مننه کوو چی تاسی زمونږ لیکنی وکتلی
    اوس مونږ فرق د تقلید او اتباع ترمنځ ذکر کوو چی بعضی وخت کی په تقلید باندی دلیل د اتباع نه راوړی

    تعریف الاتباع
    قال ابن عبدالبر (الاتباع: هو أن تتبع القائل على مابان لک من فضل قوله وصحه مذهبه. والتقلید: أن تقول بقوله وأنت لاتعرفه ولا وجه القول ولا معناه) (جامع بیان العلم) 2/37.
    وقال ابن عبدالبر (قال أبو عبدالله بن خویز منداد البصری المالکی: التقلیـــــد معناه فی الشرع: الرجوع إلى قول لاحجه لقائله علیه، وذلک ممنوع منه فی الشریعه، والاتباع: ماثبت علیه حجه. وقال فی موضع آخر من کتابه: کل من اتبعت قوله من غیر أن یجب علیک قوله لدلیل یوجب ذلک فأنت مُقلده، والتقلید فی دین الله غیر صحیح. وکل من أوجب علیک الدلیل اتباع قوله فأنت متبعه. والاتباع فی الدین مسوّغ والتقلید ممنوع) (جامع بیان العلم) 2/117. فالاتباع هو العمل بالدلیل الشرعی، ویکون المفتی مخبراً بالدلیل.

    هذا، وقد اعترض البعض على هذا الحد، وقالوا إن التقلید المذموم سُمِّی اتباعا أیضا فی کتاب الله، کما فی قوله تعالى (ولاتتبعوا من دونه أولیاء) الأعراف 3، وقوله تعالى (إذ تبرأ الذین اتُبعوا من الذین اتَبعوا ورأوا العذاب) البقره 166. ولامشاحه فی الاصطلاح طالما عُلم المعنى وعُرِف الفرق بین الاتباع والتقلید. قال ابن حزم (وقد استحى قوم من أهل التقلید من فعلهم فیه، وهم یقرّون ببطلان المعنى الذی یقع علیه هذا الإسم، فقالوا: لانقلّد بل نتبع. قال ابن حزم: ولم یتخلصوا بهذا التمویه من قبیح فعلهم، لأن المحرَّم إنما هو المعنى فلیسموه بأی اسم شاءوا) (الإحکام)6 / 60.
    دا هغه فرق وو دتقلید او اتباع ترمنځ چی تقلید او اتباع سره ډیر فرق لری
    التقلید لیس علما
    قال ابن عبدالبر (قال أهل العلم والنظر: حد العلم: التَّبیُّن وإدراک المعلوم على ماهو به، فمن بان له الشئ فقد علمه.، والمقلِّد لا علم له، ولم یختلفوا فی ذلک) (جامع بیان العلم) 2 / 117.

    وقال أبو حامد الغزالی (التقلید هو قبول قول ٍ بلا حجه، ولیس ذلک طریقاً إلى العلم لافی الأصول ولافی الفروع) (المستصفى) 2/387.
    وقال القاضی عبدالوهاب المالکی (التقلید لایُثمر علماً، فالقول به ساقط، وهذا الذی قلناه قول کافه أهل العلم) نقله السیوطی فی (الرد على من أخلد إلى الأرض) صـ 126.
    وقال ابن القیم رحمه الله (التقلید لیس بعلم باتفاق أهل العلم) (اعلام الموقعین) 2/169، ومثله فی (اعلام الموقعین) 1/45.
    وفی الجمله فالمقلد قد قَبِل قولاً من غیر علم بصحته من فساده.

    ابن عبدالبر رحمه الله پری باب ایښودی دی زه دلته اختصار کووم صرف حواله ورکووم عبارت ډیر اوږد دی
    قال ابن عبدالبر رحمه الله (باب فساد التقلید ونفیه، والفرق بین التقلید والاتباع).(جامع بیان العلم) جـ 2 صـ 109 ـ 115.
    شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله قال:
    (وکذلک المسائل الفروعیه: من غالیه المتکلمین والمتفقهه من یوجب النظر والاجتهاد فیها على کل أحد، حتى على العامه ! وهذا ضعیف، لأنه لو کان طلب علمها واجباً علی الأعیان فإنما یجب مع القدره، والقدره على معرفتها من الأدله المفصله تتعذر أو تتعسر على أکثر العامه.
    وبازائهم من أتباع المذاهب من یوجب التقلید فیها على جمیع من بعد الأئمه: علمائهم. وعوامهم.
    ومن هؤلاء من یوجب التقلید بعد عصر أبی حنیفه ومالک مطلقاً ثم هل یجب على کل واحد اتباع شخص معین من الأئمه یقلده فی عزائمه ورخصه؟ على وجهین. وهذان الوجهان ذکرهما أصحاب أحمد والشافعی، لکن هل یجب على العامی ذلک؟
    والذی علیه جماهیر الأمه أن الاجتهاد جائز فی الجمله، والتقلید جائر فی الجمله، لایوجبون الاجتهاد على کل أحد ویحرمون التقلید، ولایوجبون التقلید على کل أحد ویحرمون الاجتهاد، وأن الاجتهاد جائز للقادر على الاجتهاد، والتقلید جائز للعاجز عن الاجتهاد. فأما القادر على الاجتهاد فهل یجوز له التقلید؟ هذا فیه خلاف، والصحیح أنه یجوز حیث عجز عن الاجتهاد: إما لتکافؤ الأدله، وإما لضیق الوقت عن الاجتهاد، وإما لعدم ظهور دلیل له، فإنه حیث عجز سقط عنه وجوب ما عجز عنه وانتقل إلى بدله وهو التقلید، کما لو عجز عن الطهاره بالماء.
    وکذلک العامی إذا أمکنه الاجتهاد فی بعض المسائل جاز له الاجتهاد، فإن الاجتهاد منصب یقبل التجزی والانقسام، فالعبره بالقدره والعجز، وقد یکون الرجل قادراً فی بعض عاجزاً فی بعض، لکن القدره على الاجتهاد لاتکون إلا بحصول علوم تفید معرفه المطلوب، فأما مسأله واحده من فن فیبعد الاجتهاد فیها، والله سبحانه أعلم.) (مجموع الفتاوى) 20 /203 ــ 204.
    وقال ابن تیمیه أیضا (وهؤلاء الأئمه الأربعه رضی الله عنهم قد نهوا الناس عن تقلیدهم فی کل مایقولونه، وذلک هو الواجب علیهم، فقال أبو حنیفه: هذا رأیی وهذا أحسن مارأیت، فمن جاء برأی خیر منه قبلناه، ولهذا لما اجتمع أفضل أصحابه أبو یوسف بمالک فسأله عن مسأله الصاع، وصدقه الخضروات، ومسأله الأجناس، فأخبره مالک بما تدل علیه السنه فی ذلک، فقال: رجعت إلى قولک یاأباعبدالله، ولو رأی صاحبی ما رأیت لرجع إلى قولک کما رجعت.
    ومالک کان یقول: إنما أنا بشر أصیب وأخطئ، فاعرضوا قولی على الکتاب والسنه، أو کلاما هذا معناه.
    والشافعی کان یقول: إذا صح الحدیث فاضربوا بقولی الحائط، وإذا رأیت الحجه موضوعه على الطریق فهى قولی. وفی مختصر المزنی لما ذکر أنه اختصره من مذهب الشافعی لمن أراد معرفه مذهبه قال: مع إعلامه نهیه عن تقلیده وتقلید غیره من العلماء.
    والإمام أحمد کان یقول: لاتقلدونی ولاتقلدوا مالکا ولا الشافعی ولا الثوری، وتعلموا کما تعلمنا. وکان یقول: من قله علم الرجل أن یقلد دینه الرجال، وقال: لاتقلد دینک الرجال فإنهم لن یسلموا من أن یغلطوا.
    وقد ثبت فی الصحیح عن النبی صلى الله علیه وسلم أنه قال: «من یرد الله به خیراً یفقهه فی الدین»، ولازم ذلک أن من لم یفقهه الله فی الدین لم یرد به خیراً، فیکون التفقه فی الدین فرضا. والتفقه فی الدین: معرفه الأحکام الشرعیه بأدلتها السمعیه. فمن لم یعرف ذلک لم یکن متفقها فی الدین، لکن من الناس من قد یعجز عن معرفه الأدله التفصیلیه فی جمیع أموره، فیسقط عنه ما یعجز عن معرفته لا کل ما یعجز عنه من التفقه، ویلزمه مایقدر علیه. وأما القادر على الاستدلال، فقیل: یحرم علیه التقلید مطلقاً، وقیل: یجــوز مطلـقاً، وقیل: یجــوز عند الحاجه، کما إذا ضاق الوقت عن الاستدلال، وهذا القول أعدل الأقوال.) (مجموع الفتاوى) 20 / 211 ــ 212
    دلته خپله څلورو امامانو هم دتقلید رد کړی دی چی زمونږ تقلید مه کوۍ
    هغوی رحمها الله خپله غاړه خلاصه کړی ده داچی اوس ورپسی خپله خلک نښتی دی دا دخلکو ګناه ده

    د تقلید مسئله ډیره زیاته اوږده مسئله ده چی بعضی یی قائلین دی بعضی یی رد کوی هغه کوم چی یی قاېلین دی دهغوی استدلالات ضعیف دی بل خپله ایمامانو یی رد کړی دی صحابه کرامو یی رد کړی دی چی تقلید مه کوۍ
    د ډیر تفصیل لپاره دشیخ ابومحمدامین الله حفظه الله او نورو علماء کرامو کتابونو ته مراجعه وشی چی پوره تشریحات یی ذکر کړی دی دمقلدینو اقسام یی هم ذکر کړی دی هم دی تقلید په واسطه امت ډلی ډلی شو څوک حنفی شو څوک مالکی ،حنبلی اوشافعی شو بیا چی دویی ته راشو په حنفی کی څوک دیوبندی څوک بریلوی بیا دیوبندیانو کی څوک پنچپیری څوک حیاتی څوک تبلیغی څوک صوفی
    سختی فرقی جوړی شوی دی د تقلید په وجه باندی
    نو زه خپل بحث دلته پای ته رسوم وما علینا البلاغ

  3. بل تاسی په اودس کی ویلی دی چی 2ـ نیت. سپس اینگونه نیت می‌کنیم: نیت کردم وضو گرفتن را جهت تقرّب به درگاه الهی.

    دنیت باره کی نیت کول فرض دی
    فقد قال النبی – صلی الله علیه وسلم: إنما الأعمال بالنیات.متفق علیه. فلا یقبل الله عملاً إلا بنیه.
    دنیت تعریف چی څه ته وایی
    والنیه کما قال النووی: هی القصد إلی الشیء والعزیمه على فعله

    وقال القرافی المالکی فی تعریفها: هی قصد الإنسان بقلبه ما یریده بفعله.

    وقال الخطابی: النیه قصدک الشیء بقلبک وتحری الطلب منک له، وقیل: عزیمه القلب
    فقد نص ابن الهمام الحنفی فی فتح القدیرعلى: أن الفعل الاختیاری لابد فی تحقیقه من القصد إلیه.

    دا وو چی نیت د زړه قصد ته وایی په زړه باندی قصد کولو ته وایی تاسی د په خولی ویلو باندی خبره کړی ده
    په خولی ویلو کی هیڅ یو حدیث نشته دی چی په خولی باندی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیت کړی وی
    داچی په خولی باندی الفاظ نشته دی نو ددی ویل بدعت دی دی باره کی خپله د احنافو علماوو اقوال هم شته دی هدایه کی هم پری بحث شوی دی نو زه دلته په همدی اقوالو باندی اکتفاء کووم

    بل تاسی د غسل طریقه ذکر کړی ده پّ صحیح احادیثو کی چی کومه طریقه ده هغه داسی ده

    عن عائشه رضی عنها (( أن النبی صلى الله علیه وسلم کان إذا اغتسل من الجنابه یبدأ فیغسل یدیه ثم یفرغ بیمینه على شماله فیغسل فرجه ثم یتوضأ وضوءه للصلاه ، ثم یأخذ الماء ویدخل أصابعه فی أصول الشعر حتى إذا رأى أنه قد استبرأ ( أی أوصل الماء إلى أصول الشعر ) حفن على رأسه ثلاث حثیات ثم أفاض الماء على سائر جسده )).
    بخاری مسلم ـــفقه السنه 1 جلد 69 ص

    وعن میمونه رضی الله عنها قالت (( وضعت للنبی صلى الله علیه وسلم ماء یغتسل به فأفرغ على یدیه فغسلهما مرتین أو ثلاثا ثم أفرغ على بیمینه على شماله فغسل مذاکیره ثم دلک یده بالأرض ثم مضمض واستنشق ثم غسل وجهه ثم غسل رأسه ثلاثا ثم أفرغ على جسده ثم تنحى من مقامه فغسل قدمیه

    دحدیثو نه د غسل طریقی په لمبری ډول باندی
    ۱) لاسونه به دری ځل ومینځی

    ۲) بیا به استنجا وکړی

    ۳)بیا به اودس وکړی لکه څنګه چی دلمونځ لپاره اودس کوی خو دپښو وینځل به پریږدی اخر ته یعنی پښی به په اودس کی نه وینځی پښی به دغسل خلاصیدو نه ووینځی

    ۴) ورورسته به سر دری ځل ووینځی او په سر کی به ګوتی ووهی چی وچ ځای پاتی نه شی

    ۵)وروسته به په ټول بدن اوبه واچوی اول به شروع وکړی دبدن له ښی طرف نه به شروع وکړی بیا به چپ طرف باندی اوبه واچوی وروسته به خیټه ومینځی او له دی وروسته به خپل عورت ومینځی او اخره کی به پښی ومینځی
    دزنانه او مردانه غسل یو ډول دی هیڅ خبره پکی نشته دی خو ښځه به خپلی کوڅۍ نه خلاصوی صرف اوبه به رسوی
    کله چی ښځه د حیض او نفاذ حالات نه خلاصه شی او غسل وکړی نو مستحب داده چی خوشبو دی په خپل فرج باندی ولګوی تر څو یی دوینی بوی ختم شی
    او خاوند او ښځه هم کولی شی چی یو ځای سره غسل وکړی لکه حدیث د عائشه رضی الله عنها کی راځی

    عن عائشه أنها کانت تغتسل مع الرسول صلى الله علیه وسلم من إناء واحد
    دعائشی رضی الله عنها نه روایت دی چی ما رسول الله صلی الله علیه وسلم به یو ځای غسل کولو

    داچی زه فعلا یو محصل یم دطب پوهنځی نو د وخت د نه لرلو له وجی نشم کولای چی مسئلی ټولی په یو ځل ولیکم نو دوخت پیداکیدو په نتیجه کی به ان شاء الله صحیح داحادیثو مطابق دلایل راوړم
    جزاکم الله خیراا

    • درست است هر وقت که وقت داشتید برای ما به همین شکل کامنت کنید .. تا همه دوست ها استفاده کنند
      .. تشکر

پاسخی بگذارید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: