شنبه , ۳۱ سرطان ۱۳۹۶
اطلاعیه های جدید
خانه > شعر های دری > صوفی غلام نبی عشقری

صوفی غلام نبی عشقری

می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر میداشتم | دامنی را می گرفتم چنگ اگر میداشتم

  می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر میداشتم دامنی را می گرفتم چنگ اگر میداشتم روش می شد اصطلاحاتی که ... ادامه مطلب »

بسیار کنج و کاو مکن اختیار نیست | اسرار زندگی به کسی آشکار نیست

  بسیار کنج و کاو مکن اختیار نیست اسرار زندگی به کسی آشکار نیست هستی غریق و لیک نباشی تو ... ادامه مطلب »

می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر میداشتم | دامنی را می گرفتم چنگ اگر میداشتم

می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر میداشتم دامنی را می گرفتم چنگ اگر میداشتم روش می شد اصطلاحاتی که در ... ادامه مطلب »

هردم که یاد آن بت می نوش می کنم | سر تا بپای خویش فراموش می کنم

هردم که یاد آن بت می نوش می کنم سر تا بپای خویش فراموش می کنم درد تو هرقدر که ... ادامه مطلب »

نیم گلباز و نی گل میفروشم | نه صیادم نه بلبل میفروشم

  نیم گلباز و نی گل میفروشم نه صیادم نه بلبل میفروشم برای زینت و زیب نکویان بهر سو عطر ... ادامه مطلب »

از چه خار از ما خوری ای جامه خارای بیا | جای ما هم یک شبی ایشوخ هر جایی بیا

از چه خار از ما خوری ای جامه خارای بیا جای ما هم یک شبی ایشوخ هر جایی بیا سر ... ادامه مطلب »

هرچند که در هستی خود خاک ندارم | دیوانه ی عشقم غم افلاک ندارم

هرچند که در هستی خود خاک ندارم دیوانه ی عشقم غم افلاک ندارم بی نشه غم درد تو هرگز نشود ... ادامه مطلب »

باز امشب ای رقیبان ساز می خواهد دلم شوخ آتش پرچه ی طناز می خواهد دلم چون زلیخا پیر گردیدم ... ادامه مطلب »

رمیده آرزوهایم ز آغوش | ندارم در جهان سرپوش و پاپوش

صوفی غلام نبی عشقری

رمیده آرزوهایم ز آغوش ندارم در جهان سرپوش و پاپوش سراپا سوختم در آتش عشق مگر مانده است طعم خام ... ادامه مطلب »

ناز و ادا و جلوۀ خوبان غنیمت است | تکلیف و رنج گردش دوران غنیمت است

ناز و ادا و جلوۀ خوبان غنیمت است تکلیف و رنج گردش دوران غنیمت است ای دل اگر تو قابل ... ادامه مطلب »