چهارشنبه , ۱۱ حوت ۱۳۹۵
اطلاعیه های جدید
خانه > شعر های دری > مولانا شاعر بزرگ پارسی

مولانا شاعر بزرگ پارسی

سلیمانا بیار انگشتری را | مطیع و بنده کن دیو و پری را

  سلیمانا بیار انگشتری را مطیع و بنده کن دیو و پری را برآر آواز ردوها علی منور کن سرای ... ادامه مطلب »

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست | پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش ... ادامه مطلب »

خبر کن ای ستاره یار ما را | که دریابد دل خون خوار ما را

  خبر کن ای ستاره یار ما را که دریابد دل خون خوار ما را خبر کن آن طبیب عاشقان ... ادامه مطلب »

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست | که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست من همان دم ... ادامه مطلب »

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را | چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را سروبالای کمان ابرو اگر ... ادامه مطلب »

داستانی از مولانا …

  داستانی از مولانا … پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با ... ادامه مطلب »

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی | آب زلال من تویی بـــی‌ تو به سر نمی‌ شود

مولانا شاعر بزرگ پارسی

  جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی آب زلال من تویی بـــی‌ تو به سر نمی‌ ... ادامه مطلب »

بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم | بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم

بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم در این خاک در این خاک در ... ادامه مطلب »